شهر یزد، نگینی در دل کویر، همواره نمادی از همزیستی خردمندانه انسان با خشکی است. تصویر این شهر تاریخی اما امروز، با ترکهای عمیق ناشی از فرونشست زمین و چاههای خشکیده، محو میشود. بحران آب در یزد، روایتی فراتر از کمبود طبیعی است؛ این بحران، زخم کهنهی یک گسست ارتباطی است: گسست بین انسان و میراثی که نیاکانش برای مدیریت آب به جا گذاشتهاند. حکمرانی کنونی آب در این منطقه، به تعبیر پژوهشگران، "منفعتطلبانه" و "دستوری" است؛ رویکردی از بالا به پایین که به منافع آنی میاندیشد و آینده منابع و خرد جمعی جامعه را به فراموشی میسپارد. راه برونرفت، نه در سازههای عظیم بتنی، که در بازگشت به نرمی و خِرد نهفته در سنتهای مشارکتی و دانش بومی این دیار است.پیش از آنکه مفاهیم مدرنی چون "حکمرانی خوب آب" با اصولی مانند مشارکت، شفافیت، سازگاری و پاسخگویی در جهان تعریف شود، جامعه یزد قرنها بود که این اصول را نه در کتاب، که در بطن زندگی و معماری شهری خود جاری ساخته بود.به عنوان مثال:
قنات، شاهکار مشارکت و سازگاری: احداث و نگهداری قنات، کاری فراتر از توان یک فرد یا خانواده بود. این نظام، نمونهی متعالی همکاری اجتماعی بود که مالکان، مقنیها و بهرهبرداران را حول یک منبع مشترک گرد هم میآورد. قنات، خود تجسم سازگاری کامل با اقلیم بود؛ با استخراج تدریجی آب زیرزمینی و جلوگیری از تبخیر، تعادلی پایدار ایجاد میکرد.
نقش میرآب، نماد شفافیت و پاسخگویی: تقسیم عادلانهی آب قنات بر عهدهی فردی به نام "میرآب" بود. میرآب که از سوی جامعه محلی انتخاب یا تایید میشد، ضامن توزیع منصفانهی آب بر اساس حقآبههای مشخص بود. عملکرد او در معرض دید همگان بود و در قبال جامعه پاسخگو محسوب میشد. این سیستم، یک حکمرانی محلی شفاف و مشروع را شکل داده بود.
نظام "حَشَر"، همبستگی برای پایداری: لایروبی دورهای قناتها که نیاز به کار جمعی عظیمی داشت، تحت نظامی به نام "حَشَر" سازمان مییافت. در این نظام، همهی ذینفعان داوطلبانه یا به نوبت در کار مشارکت میکردند. این سنت، سرمایهی اجتماعی عظیمی ایجاد میکرد که پایداری کل سیستم را تضمین مینمود.
این سازوکارهای تاریخی، نشان میدهند که جامعه یزد نه تنها با چالش کمآبی آشنا بوده، بلکه چارچوب نهادی کارآمدی برای مدیریت آن ابداع کرده بود. حکمرانی در این نظام، امری دور از مردم و در انحصار یک نهاد مرکزی نبود، بلکه در شبکهای از اعتماد، مسئولیتپذیری و نظارت همگانی ریشه داشت.
خبر امیدوارکننده این است که ضرورت بازگشت به حکمرانی مشارکتی، امروزه در سطح ملی و استانی درک شده است. استان یزد نیز در همایشهای ملی، تجربیات و برنامههای خود برای استقرار مدیریت مشارکتی آب را ارائه داده و بر تقویت این روند تاکید کرده است. مسیر بازسازی این مکالمه را میتوان در چند گام ترسیم کرد:
۱. توانمندسازی و احیای نهادهای محلی: بایدتشکلهای قانونمند آببران (کشاورزان، صنایع، شرب) در سطح دشتها و آبخوانها تقویت شوند. این تشکلها میتوانند وارثان امروزی نظامهای میرآبی و حشر باشند. آموزش و توانمندسازی این تشکلها در زمینههای فنی، حقوقی و مدیریتی، سنگ بنای هرگونه مشارکت واقعی است.
۲. شفافیت به مثابه بنیان اعتماد: ایجادسامانههای شفاف اطلاعات آب (میزان منابع، مصارف، حقآبهها) و در دسترس قرار دادن آن برای همه ذینفعان، گام کلیدی است. وقتی دادهها شفاف باشد، تصمیمات شفاف میشود و فضای سوءظن و تعارض به فضای مذاکره و توافق تبدیل میگردد.
۳. تعریف نقش جدید برای نهادهای رسمی: نهادهای دولتی باید از نقش سنتی"تصمیمگیر و مجری مطلق" به نقش "تسهیلگر، ناظر و حامی" تغییر موضع دهند. وظیفه اصلی آنان باید فراهمآوردن چارچوبهای قانونی امن، تامین منابع مالی اولیه و ایجاد بستری برای گفتوگوی بین ذینفعان باشد. پیشنهاد تشکیل "شورای راهبری مدیریت مشارکتی آب" در سطح کشور، گامی در همین جهت است که میتواند الگویی برای سطح استان نیز باشد.
۴. تلفیق خرد کهن و دانش نوین: به جای کنار گذاشتن کامل دانش بومی یا نادیده گرفتن فناوریهای جدید،باید به تلفیق سازنده این دو اندیشید. برای مثال، میتوان از سامانههای نوین پایش برای مدیریت دقیقتر منابع بهره برد، اما قواعد توزیع عادلانهی آب را بر اساس اصول پذیرفتهشدهی محلی طراحی کرد.
نتیجهگیری
آینده آب در یزد، نه در لولههای فولادی بزرگ، که در رشتههای نازک اما مستحکم اعتماد اجتماعی نهفته است. بحران آب در این استان، عمدتاً بحران روابط است؛ رابطهای که بین مردم، حکمرانان و منبع حیاتشان دچار اختلال شده است. راه حل، بازگشت صرف به گذشته نیست، بلکه بازآفرینی مدرن آن اصول مشارکتی، شفاف و پاسخگو است که قرنها این دیار را در قلب کویر زنده نگاه داشت. حکمرانی خوب آب در یزد، حکمرانیای "نرم" است؛ نرم از این رو که مبتنی بر مکالمه، اقناع و همکاری است، نه دستور و کنترل. این مسیری است که استان یزد با تجربیات خود آغاز کرده و برای تداوم آن به پشتوانهی همهی فرزندان این سرزمین نیاز دارد.
پیشنهادات کاربردی :
· پایلوتهای مشارکتی: اجرای طرحهای پایلوت مدیریت مشارکتی در یک یا دو دشت مشخص یزد با مشارکت واقعی تشکلهای محلی، دانشگاه یزد و سازمانهای مردمنهاد.
· مدرسههای میدانی آب: برگزاری دورههای آموزشی میدانی برای کشاورزان و مدیران محلی، با بهرهگیری از تجارب موفقیتآمیز محلی و ملی در زمینه مشارکت.
· مستندسازی دانش بومی: حمایت از طرحهای دانشگاهی و مردمی برای ثبت، مطالعه و تحلیل نظامهای سنتی مدیریت آب در روستاهای مختلف یزد.
· کمپینهای آگاهیبخش: راهاندازی کمپینهای رسانهای محلی با زبان ساده و جذاب برای توضیح مفهوم حکمرانی مشارکتی آب و موفقیتهای اولیه آن.
یزد، که خود موزهی زندهی هنر زندگی در خشکی است، میتواند بار دیگر الهامبخش مدیریت خردمندانهی آب باشد، این بار نه فقط با خشت و کاهگل، که با سرمایه اجتماعی بازساختهشدهی خود.
منا مسعودی
کارشناس حفاظت و بهره برداری از رودخانه ها
| دستهبندی: | نشریه الکترونیکی آب بان شماره 46 (آذر 1404) |
| شماره مجله: | شماره 46 |
این صفحه را به اشتراک بگذارید
به این مجله امتیاز بدهید