آب امروز دیگر صرفاً یک منبع طبیعی نیست؛ آب به موضوعی راهبردی در سیاست، امنیت، توسعه و سرمایه اجتماعی کشورها تبدیل شده است. آنچه بسیاری از جوامع با آن دستبهگریباناند، نه «کمبود مطلق آب» بلکه ضعف در حکمرانی آب است؛ ضعفی که خود را در تصمیمگیریهای نادرست، تعارضات اجتماعی، بیاعتمادی عمومی و ناپایداری توسعه نشان میدهد.
حکمرانی آب یعنی چه؟
حکمرانی آب به زبان ساده، یعنی اینکه چه کسی، چگونه و بر اساس چه منطقی درباره منابع آب تصمیم میگیرد. این مفهوم فراتر از مدیریت فنی، شامل سیاستگذاری، قوانین، مشارکت مردم، شفافیت، عدالت و پاسخگویی نهادهاست. تجربه جهانی ثابت کرده هر جا آب صرفاً مهندسی شده، بحران عمیقتر شده و هر جا مردم و نهادهای محلی در تصمیمسازی شریک بودهاند، پایداری افزایش یافته است.
تجربه جهان؛ عبور از مدیریت دولتی به حکمرانی مشارکتی
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، حکمرانی آب از مدلهای متمرکز دولتی فاصله گرفته و به سمت مدیریت یکپارچه حوضههای آبریز حرکت کرده است. در این الگو، مرزهای طبیعی جای مرزهای سیاسی را میگیرند و ذینفعان محلی نقش مستقیم دارند.
کشورهایی مانند استرالیا پس از بحرانهای شدید آبی، با شفافسازی اطلاعات، قیمتگذاری واقعی آب و مشارکت بهرهبرداران توانستند مصرف را کنترل و بهرهوری را افزایش دهند. پیام مشترک این تجربهها روشن است: بدون اعتماد و مشارکت اجتماعی، حکمرانی آب شکست میخورد.
ایران؛ بحران حکمرانی پیش از بحران منابع
ایران کشوری کمآب است، اما بحران آب در کشور بیش از آنکه طبیعی باشد، ساختاری و حکمرانیمحور است. تمرکزگرایی شدید، نگاه پروژهای، غلبه سیاست بر علم و نادیدهگرفتن پیامدهای اجتماعی تصمیمات آبی، از مهمترین چالشهای موجود است.
در بسیاری از موارد، تصمیمات کلان آبی بدون گفتوگوی اجتماعی اتخاذ شده و همین امر، منجر به اعتراضات محلی، تعارض بین استانها و کاهش اعتماد عمومی شده است.
یزد؛ آینه تمامنمای حکمرانی آب در اقلیم خشک
استان یزد، بهعنوان یکی از خشکترین مناطق ایران، تاریخی درخشان در سازگاری با کمآبی دارد؛ قناتها، تقسیم عادلانه آب و فرهنگ قناعت، نمونهای از حکمرانی بومی و موفق آب بودهاند.
اما در دهههای اخیر، این میراث جای خود را به مدیریت متمرکز و وابسته به انتقال آب داده است. پروژههایی که اگرچه بخشی از نیاز شرب را تأمین کردهاند، اما همزمان به چالشهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دامن زدهاند.
از یکسو، آب به مسئلهای امنیتی و سیاسی تبدیل شده و از سوی دیگر، احساس بیعدالتی در تخصیص منابع، سرمایه اجتماعی را تضعیف کرده است. در این میان، فرهنگ تاریخی صرفهجویی و احترام به آب نیز تحت فشار مصرفگرایی و سیاستهای ناهماهنگ کمرنگ شده است.
حکمرانی آب؛ مسئلهای اجتماعی و فرهنگی
بحران آب تنها با لوله، سد و انتقال حل نمیشود. آب، مسئلهای اجتماعی است؛ با اعتماد مردم، سبک زندگی، الگوی مصرف و احساس تعلق به سرزمین گره خورده است. هر سیاست آبی که این ابعاد را نادیده بگیرد، در عمل به بنبست میرسد.
سید محمدجواد عرفانفر
خبرنگار
| دستهبندی: | نشریه الکترونیکی آب بان شماره 46 (آذر 1404) |
| شماره مجله: | شماره 46 |
این صفحه را به اشتراک بگذارید
به این مجله امتیاز بدهید