در سال 2003 مستندی با عنوان «7 شگفتی جهان صنعتی» از تلویزیون بریتانیا پخش شد که شاهکارهای مهندسی که از زمان انقلاب صنعتی به وقوع پیوسته بود را مورد بررسی قرار میداد. قسمت پنجم این مستند به یک ابتکار عظیم اختصاص داشت که بزرگ ترین شهر جهان قرن نوزدهمی، لندن را نجات داد. این یکی از نمونههای کلاسیک پیوند میان تراکم و رشد جمعیت شهری، بهداشت عمومی، علم تجربی، مشارکت اجتماعی و دگرگونی در حکمرانی منابع آب و پساب است. ما درباره ساخت شبکه فاضلاب و تصفیهخانههای لندن حرف میزنیم.
قسمت پنجم، «پادشاه پساب»، درباره سِر جوزف بازِلجِت است. یک مهندس انگلیسی و طراح شبکه مدرن فاضلاب لندن. در اوایل قرن نوزدهم، رودخانه تیمز لندن یک فاضلاب روباز بود که عواقب فاجعهباری برای سلامت عمومی در لندن، از جمله همهگیریهای وبا به همراه داشت. اگرچه ارتباط وبا و آلودگی آب آشامیدنی به درستی توسط پزشکی بهنام جان اسنو در سال ۱۸۴۹ تشخیص داده شد اما تا همهگیری وبا در سال ۱۸۶۶ که به مرگ حداقل 26 هزار نفر انجامید، اعتقاد عمومی این بود که «میاسما» باعث وبا میشود. نظریه میاسما یکی از مهمترین و در عین حال گمراهکنندهترین نظریههای تاریخ پزشکی و بهداشت عمومی است. نظریهای که قرنها بر فهم بیماری، شهر و بدن انسان حاکم بود. میاسما واژهای یونانی به معنی آلودگی یا هوای فاسد است. مطابق با این نظریه، بیماریها بهویژه بیماریهای واگیردار بر اثر هوای بدبو یا بخار فاسد ایجاد میشوند. پس از بوی بد فراگیر سال ۱۸۵۸ بازلجت و همکارانش یک سیستم فاضلاب زیرزمینی گسترده طراحی کردند که زبالهها را به مصب رودخانه تیمز در پاییندست مرکز اصلی جمعیت شهری هدایت میکرد. این پروژه در سال 2025 با آغاز بکار آخرین تونل تصفیه فاضلاب لندن که از سال 2001 آغاز شده بود با بودجهای 5 میلیارد پوندی به مرحلهای جدید رسید.
در ایران، مطالعات مقدماتی طرح فاضلاب تهران توسط برنامه عمرانی سازمان ملل متحد (UNDP) و سازمان جهانی بهداشت (WHO) از سال ۱۳۵۰ آغاز شد و در سال ۱۳۵۶ با شرح انجام خدمات در محدوده زمانی ۲۵ ساله پایان یافت. با تغییراتی که در مبانی مطالعات طرح به ویژه در بحث جمعیت، تراکم، بافت شهری و کاربری زمین پس از دوران انقلاب اسلامی به وجود آمده بود و با هدف بههنگام کردن مطالعات قبلی بر اساس شرایط جدید، بازنگری مرحله نخست مطالعاتی در سال ۱۳۶۴ به «مهندسین مشاور ری آب» واگذار شد. بازنگری در سال ۱۳۶۵ تکمیل شد و به تصویب شرکت آب منطقهای تهران رسید و به دنبال آن مطالعات مرحله دوم آغاز شد.
به دنبال تغییر کارفرما از شرکت آب منطقهای تهران به شرکت آب و فاضلاب استان تهران و با توجه به هزینههای بسیار بالای اجرای طرح، اقداماتی برای دریافت وام از بانک جهانی صورت گرفت. در سال ۱۳۷۲ کنترل مطالعات مرحله نخست و اجرای مطالعات مرحله دوم براساس تغییرات انجامشده به «مهندسین مشاور مهاب قدس» واگذار شد. از اردیبهشتماه 1373، شرکت آب و فاضلاب استان تهران پس از ارزیابی نتایج مطالعات، تهیه نقشههای اجرایی طرح را آغاز کرد. در شهر یزد نیز عملیات اجرایی تاسیسات فاضلاب از همان سال ۱۳۷۳ با اعتبارات دولتی آغاز شد و اینک (سال 1404) حدود 30 درصد از مساحت شهر تحت پوشش شبکه جمع آوری فاضلاب و تصفیه آن قرار دارد.
آنچه که حالا ما از این تاریخچه میدانیم، ورود حکمرانی آب از دههها پیش به بحث ایجاد شبکه جمعآوری و تصفیه پساب است که هنوز به نتایج نهایی پیشبینیشده منجر نشده است. مشخصا آنچه انجام شده نه مانند داستان اول که برامده از یک مشکل احساس شده جمعی و همراهی و همآهنگی اجتماعی که در داستان دوم یک ایده روشناندیشانه از سوی طبقه حکمران آب بوده است. از همینجا پیداست که جوامع محلی در شهرهای ما اصولا ایدهای از ضرورت اجرا و دستاوردهای این ابرپروژه نداشتهاند. از اینجا ایده «حکمرانی پلکانی پساب» را آغاز کنیم. جایی که به نظر میرسد ما برای تکمیل مراحل جمعآوری و تصفیه و استفاده پسینی از پساب در بخشهای مختلف صنعت و کشاورزی به جز مبانی تکنیکی، نیازمند همراهی همه سطوح اجتماعی از کلان حکمرانی آب تا افراد و نهادها هستیم. یک شروع دوباره پس از دههها، اینبار پلکانی.
عباس فقیه خراسانی
مدیر بازار آب یزد
| دستهبندی: | نشریه الکترونیکی آب بان شماره 46 (آذر 1404) |
| شماره مجله: | شماره 46 |
این صفحه را به اشتراک بگذارید
به این مجله امتیاز بدهید