رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی، افزایش تقاضا و محدودیت منابع آبی، فشار فزایندهای بر سیستمهای طبیعی وارد کردهاست. افزایش فشار بر منابع آب، انرژی و سیستمهای تولید غذا، چالشهای جدی برای امنیت غذایی و توسعه پایدار بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک ایجاد کرده است. در پاسخ به این چالشها، رویکرد پیوندی آب–غذا–انرژی بهعنوان چارچوبی یکپارچه برای تحلیل تعاملات متقابل این منابع مطرح است. مطالعات داخلی و بینالمللی انجام شده، نشان دهنده این موضوع است که استفاده از شاخصهای پیوندی و روشهای تصمیمگیری چندمعیاره، نقش مؤثری در حکمرانی، مدیریت و بهبود بهرهوری منابع، کاهش تعارضات بخشی و ارتقای امنیت غذایی دارد. از طرفی مدیریت تک بعدی منابع که هر یک از مؤلفههای آب، غذا و انرژی را بهصورت مستقل بررسی میکند، ناتوانی خود را در مواجهه با پیچیدگی این موضوعات نشان داده است.
رویکرد پیوندی آب–غذا–انرژی بهعنوان پاسخی مفهومی و کاربردی به این نارسایی مطرح است و هدف آن، ایجاد چارچوبی برای مدیریت هماهنگ و پایدار منابع می باشد.
رویکرد پیوندی بر این اصل استوار است که آب، غذا و انرژی بهصورت متقابل به یکدیگر وابستهاند و هرگونه مداخله در یکی از این ابعاد، پیامدهایی مستقیم یا غیرمستقیم بر سایر بخشها دارد. تولید غذا نیازمند آب و انرژی است، تولید انرژی میتواند بر منابع آبی اثرگذار باشد و دسترسی به آب نیز تحت تأثیر مصرف انرژی قرار میگیرد.
مطالعات نظری تأکید دارند که هدف رویکرد پیوندی صرفاً افزایش تولید یا کاهش مصرف نیست، بلکه ایجاد تعادل میان امنیت غذایی، پایداری منابع آب و کارایی انرژی است. این نگاه سیستمی، بنیان نظری بسیاری از پژوهشهای اخیر در حوزه مدیریت منابع را تشکیل میدهد.
سید علی معاشری
کارشناس بررسی های اقتصادی و تعرفه
| دستهبندی: | نشریه الکترونیکی آب بان شماره 47 (دی ماه 1404) |
| شماره مجله: | شماره 47 |
این صفحه را به اشتراک بگذارید
به این مجله امتیاز بدهید