بازار آب زمانی شکل میگیرد که آب، علاوه بر ارزش حیاتی و اجتماعی، بهعنوان یک دارایی محدود و قابل مدیریت نیز شناخته شود. با این حال، راهاندازی بازار آب صرفا با ایجاد سازوکار معاملاتی، تعیین قیمت یا ثبت قرارداد امکانپذیر نیست. بازار آب در نهایت در میان بهرهبردارانی شکل میگیرد که باید به بازار اعتماد کنند، منافع خود را در آن ببینند و اطمینان داشته باشند که مشارکتشان به کاهش واقعی مشکلات آنان منجر میشود. بهرهبرداران پذیرنده آب اغلب با چند مسئله مشخص روبهرو هستند: آیا آب مورد نیاز در زمان مناسب تامین میشود؟ آیا قیمت کشف شده در بازار با کیفیت آب تناسب دارد؟ اگر شرایط منابع تغییر کند، چه کسی مسئول جبران خسارت است؟ در صورت بروز اختلاف، مرجع رسیدگی کجاست؟ از سوی واگذارکننده شارژ آب هم یک نگرانی همیشگی وجود دارد: آیا مشارکت در بازار به معنای نفی نیاز آبی موجود تلقی نخواهد شد؟ اگر این پرسشها پاسخ روشنی نداشته باشند، مشارکت در بازار آب به یک روند اداری تبدیل میشود و نمیتواند به مشارکت پایدار در مسیر بهبود وضعیت آبخوان منجر شود.
نخستین گام برای افزایش مشارکت، شناخت مسئله از نگاه خود بهرهبرداران است. پیش از طراحی هر ابزار مالی یا اجتماعی، لازم است با گروههای مختلف بهرهبرداران گفتوگو شود و مشخص گردد که مهمترین دغدغه آنان چیست: قیمت، زمان تحویل، کیفیت، استمرار تامین، نحوه پرداخت یا اطمینان از حقوق قراردادی مشخص شده برای بهرهبرداری آب. ممکن است اولویت یک واحد صنعتی، تضمین تداوم تولید باشد، در حالی که برای یک بهرهبردار کشاورزی، انعطافپذیری در زمان و مقدار دریافت شارژ آب در ابتدای سال آبی بعد اهمیت بیشتری داشته باشد. بنابراین، سیاست واحد برای همه گروهها لزوما مشارکت ایجاد نمیکند.
یکی از مهمترین کارکردهای بازار آب میتواند کاهش ریسک تامین باشد. در شرایط کمآبی، بهرهبردار فقط به دنبال خرید یا فروش شارژ آب نیست، بلکه به دنبال اطمینان از آینده فعالیت تولیدی صنعتی یا کشاورزی خود است. قراردادهای بازار آب باید بتواند برای شرایط مختلف، از جمله کاهش منابع، تغییر زمان تحویل و نوسان نیاز، راهکار داشته باشد. قراردادهای منعطف، امکان اصلاح برنامه مصرف، اطمسنانبخشی از تامین آب در سال بعدی آبی و توافق بر سر جایگزینهای ممکن را فراهم میکنند و به بهرهبردار در بخشهای کشاورزی و صنعت نشان میدهد که بازار آب در شرایط دشوار نیز در کنار او قرار دارد.
مشارکت زمانی افزایش مییابد که بهرهبردار در تصمیمهایی که بهطور مستقیم بر او اثر میگذارد نقش داشته باشد. این مشارکت میتواند از طریق جلسات منظم با نمایندگان گروههای مختلف، دریافت نظر درباره کیفیت خدمات، بررسی مشکلات تحویل و مشارکت در ارزیابی عملکرد انجام شود. اگر نتیجه این گفتوگوها به اصلاح واقعی فرآیندها منجر شود، اعتماد بهتدریج شکل میگیرد. بعد دیگر مشارکت، ارتباط میان صرفهجویی و منافع اقتصادی است. بهرهبرداری که با سرمایهگذاری یا تغییر روش مصرف، آب کمتری مصرف میکند، باید بتواند از منافع این اقدام برخوردار شود. این منفعت میتواند در قالب کاهش هزینه، امکان استفاده از سهم صرفهجوییشده، اولویت در دریافت خدمات یا کمک به تامین مالی اقدامات اصلاحی تعریف شود. در چنین شرایطی، صرفهجویی از یک تکلیف اداری به تصمیمی اقتصادی و قابل دفاع تبدیل میشود. افزایش مشارکت بهرهبرداران در بازار آب یزد بیش از آنکه به طراحی ابزارهای پیچیده مالی وابسته باشد، به توانایی بازار در حل مسائل واقعی آنان بستگی دارد. بازار آب یزد کوشیده است ریسک تامین آب را کاهش دهد، منافع صرفهجویی را به رسمیت بشناسد، صدای بهرهبرداران را بشنود و در شرایط دشوار آبی یزد انعطافپذیر باشد. در این مسیر، مهمترین سرمایه بازار آب یزد، اعتماد بهرهبرداران خواهد بود.
حسین امامحسینی
کارشناس ارشد مدیریت منابع آب، دانشگاه تهران؛ مسئول برنامهریزی و توسعه بازار آب یزد
| دستهبندی: | نشریه الکترونیکی آب بان شماره 54 (مردادماه 1405) |
| شماره مجله: | شماره 54 |
این صفحه را به اشتراک بگذارید
به این مجله امتیاز بدهید