یزد، شهر بادگیرها و قناتها، قرنهاست که با کمآبی زندگی کرده است. در این سرزمین کویری، آب هیچگاه یک کالای معمولی نبوده؛ عنصری کمیاب و حیاتی بوده که مرز میان آبادانی و ویرانی را تعیین میکرده است. نیاکان ما با حفر قناتهای پیچیده و نظام دقیق تقسیم آب و میرآبی، نشان دادند که حتی در یکی از خشکترین سرزمینهای ایران نیز میتوان میان محدودیت منابع و نیازهای جامعه تعادل برقرار کرد.
اما شرایط امروز با گذشته تفاوتی بنیادین دارد. رشد جمعیت، توسعه شهرها و صنایع، تغییر الگوی مصرف، توسعه کشاورزی، کاهش منابع آب تجدیدپذیر و تغییرات اقلیمی، فشار بر منابع آبی یزد را به سطحی رسانده که دیگر نمیتوان با الگوهای سنتی و تصمیمهای مقطعی با آن مواجه شد. افت آبخوانها، کاهش ذخایر زیرزمینی و فرونشست زمین، نشانههایی روشن از برهم خوردن این تعادل هستند.
در چنین شرایطی، سخن گفتن از اقتصاد آب و بازار آب دیگر یک بحث نظری یا صرفاً دانشگاهی نیست؛ بخشی از ضرورتهای حکمرانی نوین آب است.
البته بازار آب نباید به معنای ساده و خامِ «خریدوفروش آب» تلقی شود. مسئله اصلی، ایجاد سازوکاری شفاف برای تخصیص، مبادله و انتقال موقت یا دائم حقوق بهرهبرداری از آب است؛ بهگونهای که آب از مصارف کمبازده به سمت مصارف دارای ارزش اقتصادی و اجتماعی بیشتر حرکت کند، بدون آنکه ظرفیت طبیعی منابع آب قربانی منطق بازار شود.
در واقع، بازار آب میتواند قیمت و ارزش اقتصادی آب را آشکارتر کند و برای کاهش مصرف، افزایش بهرهوری و سرمایهگذاری در فناوریهای صرفهجویانه انگیزه ایجاد کند. کشاورزی که بتواند بخشی از نیاز خود را با مصرف کمتر تأمین کند، یا صنعتی که با تصفیه و بازچرخانی آب وابستگی خود به منابع متعارف را کاهش دهد، باید از این صرفهجویی منتفع شود.
اما یک اصل اساسی را نباید فراموش کرد:
بازار آب باید در خدمت پایداری منابع آب باشد، نه اینکه پایداری منابع آب را به بازار واگذار کنیم.
اگر سقف برداشت از یک آبخوان مشخص نباشد، اندازهگیری دقیقی صورت نگیرد و حقوق بهرهبرداری شفاف نباشد، شکلگیری بازار میتواند حتی به افزایش برداشت و تشدید بحران منجر شود. بنابراین، بازار آب باید «پس از تعیین ظرفیت زیستی و هیدرولوژیک منابع» و در چارچوب آن شکل بگیرد.
از این منظر، نخستین ضرورت برای یزد، شفافسازی حقوق آب است. باید مشخص باشد چه کسی، چه مقدار، از کدام منبع، در چه دورهای و تحت چه شرایطی حق بهرهبرداری دارد. حقابههای سنتی، پروانههای بهرهبرداری، چاهها و سایر اشکال حقوق موجود باید در یک نظام حقوقی و اطلاعاتی شفاف و قابل پایش ثبت شوند.
در کنار آن، اندازهگیری واقعی برداشتها اهمیت حیاتی دارد. بدون کنتورهای دقیق، دادههای قابل اعتماد و سامانهای که بتواند برداشت و مبادله آب را رصد کند، بازار آب عملاً به بازاری مبهم تبدیل خواهد شد. در عصر حکمرانی هوشمند، نمیتوان درباره اقتصاد آب تصمیم گرفت اما از دادههای دقیق درباره مقدار آب، محل برداشت، الگوی مصرف و وضعیت آبخوانها بیبهره بود.
اصل دوم، تقدم محیط زیست و پایداری آبخوان بر منطق اقتصادی است.
هیچ بازاری نمیتواند برای آبی که وجود ندارد، حق ایجاد کند. سقف برداشت باید بر اساس ظرفیت واقعی آبخوانها تعیین شود و بخش غیرقابلمذاکرهای از منابع نیز برای حفظ کارکردهای اکولوژیک و پایداری سرزمین محفوظ بماند.
به بیان دیگر، بازار باید درون «بودجه آبی» حرکت کند، نه اینکه بودجه آبی را تابع بازار کند.
محجوبی: اصل سوم، عدالت اجتماعی است.
در یزد، آب فقط یک نهاده اقتصادی نیست؛ برای بسیاری از کشاورزان، بخشی از تاریخ، هویت و معیشت خانوادگی است. سهم آب در بسیاری از موارد نسل به نسل منتقل شده و با زمین و زندگی خانوارها پیوند خورده است. بنابراین، اگر بازار آب بدون سازوکارهای حمایتی ایجاد شود، این خطر وجود دارد که بهرهبرداران کوچک و کمقدرت اقتصادی، در شرایط فشار مالی، ناچار به واگذاری حقوق خود شوند و در بلندمدت از چرخه تولید خارج شوند.
از همین رو، اجاره یا انتقال موقت حق بهرهبرداری میتواند در بسیاری از موارد بر فروش دائمی اولویت داشته باشد. همچنین باید برای خردهمالکان، سازوکارهای حمایتی، دسترسی برابر به اطلاعات، مشاوره و امکان مشارکت در تصمیمگیری فراهم شود.
اما اقتصاد آب تنها درباره بازار نیست. شاید مهمتر از ایجاد بازار، آن باشد که برای صرفهجویی و افزایش بهرهوری آب نیز ارزش اقتصادی ایجاد کنیم. کشاورزی که با تغییر روش آبیاری مصرف خود را کاهش میدهد، صنعتی که پساب خود را بازچرخانی میکند و شهری که مصرف سرانه آب را پایین میآورد، نباید صرفاً «مصرفکننده کمتر» تلقی شوند؛ بلکه باید از منافع اقتصادی و اعتباری این صرفهجویی برخوردار شوند.
در چنین چارچوبی، فناوریهای هوشمند، کنتورهای دقیق، دادههای برخط، هوش مصنوعی، تصفیه و بازچرخانی پساب و حتی ابزارهای نوین تأمین آب میتوانند بخشی از زیرساخت اقتصاد جدید آب باشند.
یزد از این منظر یک مزیت تاریخی منحصربهفرد دارد. سرزمینی که روزگاری با قنات و میرآبی، دانش بومی مدیریت کمیابی را به جهان عرضه کرد، امروز نیز میتواند در طراحی الگوی جدید حکمرانی آب پیشگام باشد؛ الگویی که در آن علم، اقتصاد، فناوری، عدالت و مشارکت اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گیرند.
البته موفقیت چنین الگویی تنها با تصمیم دولتی ممکن نیست. تشکلهای کشاورزی، بهرهبرداران، صنایع، دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و جامعه محلی باید در طراحی و اجرای آن نقش داشته باشند. اعتماد، شفافیت و دسترسی عمومی به دادههای آب، سرمایه اصلی چنین بازاری خواهد بود.
یزد شاید بیش از هر استان دیگری این واقعیت را به ما یادآوری میکند که در سرزمین خشک، آب پیش از آنکه یک «کالا» باشد، یک سرمایه حیاتی و بیننسلی است.
بنابراین، هدف از بازار آب نباید این باشد که آب را صرفاً خریدوفروش کنیم؛ هدف باید آن باشد که برای آب کمیاب، نظامی شفاف، عادلانه و کارآمد برای تخصیص ایجاد کنیم و ارزش واقعی هر قطره آب را در اقتصاد آشکار سازیم.
اگر این مسیر با چراغ خرد، داده، عدالت و مشارکت طی شود، یزد میتواند بار دیگر از دل محدودیت، یک الگوی ملی خلق کند؛ همانگونه که قنات در گذشته پاسخی هوشمندانه به کمآبی بود، اقتصاد و بازار هوشمند آب نیز میتواند بخشی از پاسخ ایران به بحران آب در قرن جدید باشد.
وقت آن رسیده است که از توصیف مکرر بحران آب عبور کنیم و به سراغ معماری جدید حکمرانی آب برویم؛ معماریای که در آن هر قطره آب، هم ارزش اقتصادی داشته باشد و هم ارزش زیستمحیطی و اجتماعی. یزد، با میراث تاریخی خود در مدیریت آب، شایسته آن است که یکی از نخستین آزمایشگاههای این تحول در ایران باشد.
جواد محجوبی
رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت سهامی آب منطقه ای یزد
| دستهبندی: | نشریه الکترونیکی آب بان شماره 54 (مردادماه 1405) |
| شماره مجله: | شماره 54 |
این صفحه را به اشتراک بگذارید
به این مجله امتیاز بدهید