نجات آبخوان فقط با مدیریت آب ممکن نیست؛ با مدیریت رابطه انسان و آب ممکن است. سالهاست وقتی از بحران آب سخن میگوییم، بیشتر به کاهش بارندگی، خشکسالی، افت سطح آب زیرزمینی، اضافهبرداشت، چاههای غیرمجاز و ضرورت اجرای طرحهای تعادلبخشی توجه میکنیم. همه اینها واقعیت دارند؛ اما در میان این معادله، یک عنصر اساسی گاهی فراموش میشود: انسان.
آبخوان اگرچه یک پدیده طبیعی است، اما سرنوشت آن به رفتار هزاران انسان وابسته است؛ به میزان برداشت، الگوی مصرف، تصمیمهای کشاورزان و میزان همکاری آنان با برنامههای مدیریت آب. بنابراین نمیتوان یک مسئله اجتماعی و اقتصادی را صرفاً با ابزارهای فنی و اداری حل کرد.
آبخوان در واقع یک مسئله حکمرانی است؛ مسئله مدیریت رابطه میان انسان، آب و سرزمین.
در الگوی سنتی، دولت متولی اصلی آب بوده و وظایفی مانند صدور مجوز، نظارت، بازرسی و کنترل برداشت را بر عهده داشته است. این نقش حاکمیتی همچنان ضروری است؛ اما واقعیت این است که هیچ دستگاه دولتی نمیتواند رفتار روزمره همه بهرهبرداران یک آبخوان را به تنهایی مدیریت کند.
اینجاست که حکمرانی مشارکتی و تشکلهای آببران اهمیت پیدا میکنند. بهرهبرداری که فقط مصرفکننده و مخاطب دستورهای دولتی باشد، الزاماً خود را مسئول سرنوشت آبخوان نمیداند. اما اگر در مدیریت و حفاظت از منبع مشترک سهم و مسئولیت داشته باشد، رابطه او با آب تغییر میکند. تشکل آببران میتواند حلقه اتصال میان دولت و جامعه محلی باشد و بخشی از وظایف عملیاتی و تصدیگری را، در چارچوب قانون و تحت نظارت دولت، بر عهده گیرد.
در این الگو، دولت از مدیریت آب کنار نمیرود؛ بلکه از تصدیگری مستقیم به سمت سیاستگذاری، تنظیمگری و نظارت حرکت میکند. تشکل نیز جایگزین دولت نیست، بلکه شریک دولت در مدیریت محلی آبخوان است.
البته این مسیر با چالشهایی جدی روبهروست؛ از جمله اعتماد پایین، تعارض منافع، نابرابری میان بهرهبرداران، احتمال نفوذ گروههای قدرتمند، ضعف نمایندگی و نبود اطلاعات شفاف. بنابراین تشکیل تشکل به تنهایی کافی نیست. تشکل موفق به نمایندگی واقعی، قواعد روشن، دسترسی به دادههای آبخوان، سازوکار حل اختلاف، شفافیت و ضمانت اجرای مؤثر نیاز دارد.
یزد در این میان ظرفیت ویژهای دارد. فرهنگ تاریخی این استان نشان میدهد که جامعه محلی در گذشته نیز برای مدیریت آب، قنات و حقابه، قواعد و سازوکارهای مشارکتی ایجاد کرده است. امروز نمیتوان آن نظام را عیناً تکرار کرد، اما میتوان از منطق آن برای ساختن الگویی جدید بهره گرفت: گذار از میراث قنات و حقابه به حکمرانی مشارکتی و دادهمحور آبخوان.
فناوری نیز میتواند این تحول را تقویت کند. کنتورهای هوشمند، سامانههای پایش، GIS، سنجشازدور و ابزارهای نوین تحلیل داده میتوانند وضعیت آبخوان و پیامدهای برداشت را شفافتر کنند و زمینه تصمیمگیری مشترک را فراهم آورند.
در نهایت، مسئله فقط این نیست که چه مقدار آب داریم؛ بلکه این است که چگونه با آبی که داریم زندگی میکنیم.
اگر آب را صرفاً منبعی برای برداشت بدانیم، حتی فناوری نیز ممکن است تنها ظرفیت برداشت را افزایش دهد. اما اگر آبخوان را یک سرمایه مشترک و بیننسلی بدانیم، هدف قانون، فناوری و تشکل باید حفظ ظرفیت زندگی در سرزمین باشد.
آبخوان را نمیتوان فقط با دستور، کنتور و بخشنامه نجات داد؛ نجات آبخوان در گرو بازسازی رابطه انسان با آب است؛ رابطهای که باید از «مصرف» به سمت «مسئولیت و مشارکت» حرکت کند.
جواد محجوبی
رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت سهامی آب منطقه ای یزد
| دستهبندی: | نشریه الکترونیکی آب بان شماره 55 (شهریور 1405) |
| شماره مجله: | شماره 55 |
این صفحه را به اشتراک بگذارید
به این مجله امتیاز بدهید